{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
definite element
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
المان محدود
معنی definite element, معنی یثبهئهفث ثکثوثئف, معنی definite element, معنی اصطلاح definite element, معادل definite element, definite element چی میشه؟, definite element یعنی چی؟, definite element synonym, definite element definition,
معنی ارزیابی ریسک کمی
,
ترجمه ارزیابی ریسک کمی
به انگلیسی,
معنی فرایند آیروسل
,
ترجمه فرایند آیروسل
به انگلیسی,
معنی (.iv &.tv.n): زه، زهی، نخ، ریسمان، رشته، سیم دانههای تسبیح)، بصف کردن، زهدارکردن ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (باسوزن و غیره) زهانداختن به، کشیدن، (.jda &.iv.tv.n): ریش ریش نخ مانند، ریشهای، چسبناک، دراز، بهنخ کشیدن (مثل ,
,
ترجمه (.iv &.tv.n): زه، زهی، نخ، ریسمان، رشته، سیم دانههای تسبیح)، بصف کردن، زهدارکردن ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (باسوزن و غیره) زهانداختن به، کشیدن، (.jda &.iv.tv.n): ریش ریش نخ مانند، ریشهای، چسبناک، دراز، بهنخ کشیدن (مثل ,
به انگلیسی,
معنی امتحان
,
ترجمه امتحان
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی